همزمان با بازگشایی اینترنت بینالمللی برای ما ایرانیها، همکاریمان را با پژوهشگر فرش و دانشجوی دکترای دانشگاه ویسکانسین خانم فائزه جعفری از سر گرفتیم. اولین ویدیو پس از آغاز مجدد این همکاری باعث شد تا نگاه عمیقتری به موزه متروپلیتن نیویورک بندازیم و به نقش این موزه در آشنایی جوامع غربی با دستبافتههای شرقی بپردازیم. در این نوشتار، خانم فائزه جعفری به یکی از شیوه هایی که موزه ی متروپولیتن جهت نمایش قالی های ایرانی در سال ۱۳۰۴ استفاده کرده است، می پردازد.
فرش دستباف، بهویژه فرش ایرانی و شرقی، همیشه چیزی فراتر از یک کفپوش بوده است. هر گره، هر رنگ و هر نقش در یک قالی اصیل، بخشی از حافظه فرهنگی، ذوق هنری و تاریخ اجتماعی مردمانی است که آن را آفریدهاند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از بزرگترین موزههای جهان، فرشهای دستباف را نه صرفاً بهعنوان اشیای تزئینی، بلکه بهعنوان آثار هنری، تاریخی و تمدنی نگهداری و نمایش میدهند. یکی از مهمترین این مراکز، موزه متروپولیتن هنر نیویورک، معروف به The Met، است؛ موزهای که در تاریخ نمایش هنر اسلامی، هنر ایرانی و فرشهای شرقی نقشی بسیار مهم داشته است.

در سالهای اولیه فعالیت موزه، آثار مربوط به جهان اسلام و ایران هنوز با طبقهبندی دقیق امروزی نمایش داده نمیشدند. بسیاری از این آثار در کنار اشیای تزئینی، منسوجات، شیشه، سرامیک و هنرهای کاربردی قرار میگرفتند. در آن زمان، نگاه موزهها به هنر اسلامی هنوز در حال شکلگیری بود و اصطلاحات به دقت امروز استفاده نمیشدند.
برای مثال، در برخی اسناد و تصاویر قدیمی موزه، از عنوانهایی مانند «Persian Room» یا «اتاق ایرانی» استفاده میشد. اما این عنوان همیشه به معنای آثار مربوط به ایران امروزی نبود. در ادبیات موزهای آن دوران، واژه «Persian» گاهی برای اشاره به هنرهای دوره اسلامی یا هنرهای شرقی بهکار میرفت؛ همانطور که واژههایی مانند «Assyrian» برای تفکیک آثار خاور نزدیک باستان از آثار دوره اسلامی استفاده میشدند. این مسئله نشان میدهد که دستهبندی هنرهای شرقی، ایرانی و اسلامی در آغاز قرن بیستم هنوز مسیر تکامل خود را طی میکرد.
با این حال، اهمیت این نکته در آن است که هنر ایرانی و اسلامی، حتی در آن دوران نیز برای موزه متروپولیتن موضوعی جذاب و قابل نمایش بود. فرشها، کاشیها، سرامیکها، پارچهها و آثار فلزی از ایران و جهان اسلام، بهتدریج جای خود را در گالریهای موزه باز کردند و به بخشی جدی از روایت هنر جهانی تبدیل شدند.

یکی از لحظات مهم در تاریخ توجه موزه متروپولیتن به فرش، نمایشگاه «Early Oriental Rugs» در سال ۱۹۱۰ بود. این نمایشگاه از نخستین برنامههای جدی موزه در حوزه فرشهای شرقی و هنر اسلامی بهشمار میرفت. در این نمایشگاه، دهها فرش شرقی از مجموعه موزه و مجموعهداران خصوصی به نمایش درآمدند و برای آن کاتالوگ تصویری نیز تهیه شد.
اهمیت چنین نمایشگاهی در این بود که فرش را از فضای خانه، بازار یا دکوراسیون صرف خارج میکرد و آن را وارد فضای پژوهش، تاریخ هنر و موزه میساخت. در واقع، وقتی یک فرش دستباف روی دیوار موزه نصب میشود یا در یک گالری تخصصی به نمایش درمیآید، پیام روشنی دارد: این اثر فقط برای استفاده روزمره نیست؛ بلکه حامل تاریخ، هنر، تکنیک، رنگشناسی، طراحی و فرهنگ است.
در این دوره، بسیاری از مخاطبان غربی برای نخستینبار با فرشهای ایرانی، ترکی، قفقازی، هندی و آسیای مرکزی نه در قالب کالای تجاری، بلکه بهعنوان اثر هنری روبهرو شدند. این تغییر نگاه، نقش مهمی در افزایش اعتبار جهانی فرشهای شرقی داشت.

گالری E-1، ۷ نوامبر ۱۹۱۰. این نمایشگاه که با عنوان «فرشهای شرقی کهن» برگزار شد، نخستین نمایشگاه موزه متروپولیتن بود که بهطور مشخص به موضوعی در حوزه هنر اسلامی اختصاص داشت. گردآوری و تنظیم این نمایشگاه، همراه با تهیه کاتالوگ مصور آن، توسط ویلهلم والنتینر، کیوریتور هنرهای تزئینی موزه، انجام شد. |
در اوایل قرن بیستم، گالریهای مرتبط با هنر اسلامی و شرقی در متروپولیتن بهتدریج گسترش یافتند. یکی از تصاویر معروف مربوط به سال ۱۹۱۲، کارتپستالی از گالری E-14 است؛ فضایی که در آن زمان با عنوان «Persian Room» یا «اتاق ایرانی» شناخته میشد. این تصویر نشان میدهد که آثار مرتبط با ایران و جهان اسلام، در همان سالها حضور قابل توجهی در فضای موزه داشتهاند.
البته همانطور که گفته شد، عنوان «ایرانی» در آن دوره گاهی معنایی گستردهتر از جغرافیای ایران امروز داشت. اما همین نکته نیز مهم است؛ زیرا نشان میدهد که نام ایران، هنر ایرانی و زیباییشناسی ایرانی در فضای موزهای غرب، از همان زمان با هنر اسلامی و شرقی پیوندی عمیق داشته است.
با گذشت زمان، این گالریها تخصصیتر شدند. آثار دیگر فقط بهصورت تزئینی یا پراکنده نمایش داده نمیشدند، بلکه بر اساس دوره تاریخی، منطقه جغرافیایی، سبک هنری و زمینه فرهنگی دستهبندی شدند. این تغییر، نتیجه رشد دانش تاریخ هنر اسلامی و تلاش موزه برای ارائه روایتی دقیقتر از تمدنهای مختلف بود.
در اوایل قرن بیستم، گالریهای مرتبط با هنر اسلامی و شرقی در متروپولیتن بهتدریج گسترش یافتند. یکی از تصاویر معروف مربوط به سال ۱۹۱۲، کارتپستالی از گالری E-14 است؛ فضایی که در آن زمان با عنوان «Persian Room» یا «اتاق ایرانی» شناخته میشد. این تصویر نشان میدهد که آثار مرتبط با ایران و جهان اسلام، در همان سالها حضور قابل توجهی در فضای موزه داشتهاند.
البته همانطور که گفته شد، عنوان «ایرانی» در آن دوره گاهی معنایی گستردهتر از جغرافیای ایران امروز داشت. اما همین نکته نیز مهم است؛ زیرا نشان میدهد که نام ایران، هنر ایرانی و زیباییشناسی ایرانی در فضای موزهای غرب، از همان زمان با هنر اسلامی و شرقی پیوندی عمیق داشته است.
با گذشت زمان، این گالریها تخصصیتر شدند. آثار دیگر فقط بهصورت تزئینی یا پراکنده نمایش داده نمیشدند، بلکه بر اساس دوره تاریخی، منطقه جغرافیایی، سبک هنری و زمینه فرهنگی دستهبندی شدند. این تغییر، نتیجه رشد دانش تاریخ هنر اسلامی و تلاش موزه برای ارائه روایتی دقیقتر از تمدنهای مختلف بود.
یکی از زیباترین و شاعرانهترین لحظات در تاریخ نمایش فرش در موزه متروپولیتن، به سال ۱۹۲۶ بازمیگردد. در آن سال، گالری D-3 که در نزدیکی بالکن تالار بزرگ موزه قرار داشت، به نمایش فرشهای شرقی اختصاص یافته بود. در این فضا، فرشهایی از ایران، ترکیه، اسپانیا و دیگر مناطق کنار هم روی دیوارها نصب شده بودند.
طبق گزارش موزه، این گالری در زمان اجرای کنسرتهای رایگان سمفونیک نیز مورد استفاده قرار میگرفت و حتی جمعیت سرریز کنسرتها در آن جمع میشدند. بر اساس گزارشی از نیویورک تایمز در ژانویه ۱۹۲۶، بیش از ۷۸۰۰ نفر در برنامهای حضور داشتند که در آن آثاری از آهنگسازانی مانند بتهوون، باخ، چایکوفسکی، برامس، اشتراوس، سنسانس و اسمتانا اجرا شد.
تصور این صحنه بسیار جذاب است: هزاران نفر در یکی از مهمترین موزههای جهان، در فضایی مملو از فرشهای تاریخی و شرقی، به موسیقی کلاسیک گوش میدهند. این تصویر نشان میدهد که فرش در موزه فقط شیئی برای تماشا نبود؛ بلکه بخشی از تجربه فرهنگی، فضاسازی هنری و ارتباط میان تمدنها محسوب میشد.
فرشهای شرقی در آن گالری نه در سکوت کامل، بلکه در کنار موسیقی، جمعیت و تجربه زنده فرهنگی قرار داشتند. چنین لحظهای نشان میدهد که فرش میتواند با موسیقی، معماری و هنرهای دیگر گفتوگو کند. یک قالی ایرانی یا شرقی، فقط طرح و رنگ نیست؛ فضایی میسازد، حس ایجاد میکند و میتواند بستر تجربهای هنری باشد.
کنسرت سمفونیک با حضور حدود 8000 نفر در سال 1926 در حالیکه فرشهای شزقی دیوارها را مزین کرده بودند. |
.jpg)
گالری E-14A، ۱۲ سپتامبر ۱۹۳۹. این عکس نخستین نمایش محراب سال ۱۳۵۴ میلادی از اصفهان را نشان میدهد؛ اثری که از سال ۱۹۳۹ تا ۱۹۷۵ بهعنوان نماد اصلی این بخش موزه شناخته میشد و همچنان یکی از آثار شاخص و نمادین آن به شمار میآید. |
داستان موزه متروپولیتن، گالریهای هنر اسلامی، کنسرت ۱۹۲۶ به ما یادآوری میکند که فرش دستباف ایرانی و شرقی همیشه دو زندگی همزمان داشته است. از یک سو، فرش در خانهها حضور دارد؛ زیر پای خانوادهها، در اتاقهای پذیرایی، در فضای زندگی روزمره. از سوی دیگر، همان فرش میتواند روی دیوار یک موزه نصب شود و بهعنوان اثری هنری، تاریخی و فرهنگی مورد توجه قرار گیرد.
این دو جنبه، ارزش فرش را کمتر نمیکنند؛ بلکه آن را کاملتر نشان میدهند. فرش دستباف هم کاربردی است و هم هنری. هم گرمابخش خانه است و هم حامل تاریخ. هم با زندگی امروز هماهنگ میشود و هم ریشه در گذشته دارد.
در دکوراسیون مدرن نیز همین ویژگی باعث شده فرشهای ایرانی و شرقی همچنان محبوب باشند. یک فرش سلطانآباد، فراهان، کاشان، تبریز یا هریس نیز می توانند در کنار مبلمان مدرن، دیوارهای ساده و درفضایمعماری مینیمال قرار بگیرند و بهفضا عمق، هویت و اصالت بدهند. همان چیزیکه بیش از صد سال پیش در گالریهای متروپولیتن دیده میشد، امروز نیز در خانههای مدرن ادامه دارد: گفتوگوی سنت و معاصر.
مرور تاریخ موزه متروپولیتن و نقش آن در نمایش هنر اسلامی و فرشهای شرقی نشان میدهد که فرش، بخشی جدی از تاریخ هنر جهان است. از «اتاق ایرانی» سال ۱۹۱۲ تا گالریهای تخصصی هنر اسلامی، از نمایشگاه فرشهای شرقی ۱۹۱۰ تا کنسرت سال ۱۹۲۶ در میان فرشهای تاریخی، همه این رویدادها نشان میدهند که قالی ایرانی و شرقی مدتهاست جایگاهی فراتر از دکوراسیون پیدا کرده است.
برای ما در فرش قلیزاده، این تاریخ یادآور یک حقیقت مهم است: هر فرش اصیل، فقط یک محصول نیست؛ روایتی از فرهنگ، هنر، زمان و انسان است. فرشی که امروز در یک خانه مدرن پهن میشود، میتواند ادامه همان سنتی باشد که روزی در تالارهای بزرگ موزهها، در کنار موسیقی کلاسیک و نگاه هزاران بازدیدکننده، بهعنوان هنر زنده شرق معرفی شد.